محمد تقي جعفري

51

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

از عنايات خداوندى ، اينست بازى در لبهء پرتگاه سقوط به خودمحورى - و اى آن دل كش چنين سودا فتاد هيچكس را اين چنين سودا مباد اين سزاى آنكه تخم جهل كاشت وان نصيحت را كساد و سهل داشت اعتمادى كرد بر تدبير خويش كه برم من كار خود با عقل پيش نيم ذرّه زان عنايت به بود كه ز تدبير خرد پانصد رسد ترك مكر خويشتن گير اى امير پا بكش پيش عنايات و بمير 6 ، 11 - و نشهد ان لا إله غيره و انّ محمّدا عبده و رسوله ، ارسله بامره صادعا و بذكره ناطقا ، فأدّى امينا ، و مضى رشيدا ( و شهادت مىدهيم كه جز او خدائى نيست و به اين كه محمّد صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم بنده و رسول او است . خداوند او را با امر خود براى اظهار حقّ و گويايى ذكرش فرستاد . ( 1 ) او رسالت را با كمال امانت ادا كرد و در حدّ اعلاى رشد از اين دنيا رخت بربست . ) علَّت استمرار شهادتين بر زبان أمير المؤمنين عليه السّلام ( 2 ) براى فهم اين معنى كه چرا أمير المؤمنين عليه السّلام دو شهادت اصلى را در سخنانش تكرار و به آن دو تأكيد مىنمايد ، بايد در نظر بگيريم كه اساسىترين پيمانى كه يك انسان رشد يافتهء الهى مىتواند با خود ببندد كه بر مبناى آن هرگز منحرف نشود ، دو شهادت است : اوّل - شهادت به يگانگى خداوند و نفى هر گونه معبود از عالم وجود است . دوم - شهادت به رسالت عظماى پيامبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله

--> ( 1 ) مادهء صدع در لغت ، هم براى كشف و آشكار كردن آمده است و هم به معناى شكستن و شكافتن و هر دو معنى در جملهء بالا صحيح است . ( 2 ) مباحث مربوط به شهادتين در مجلَّد دوم از ص 249 تا 258 و مجلَّد نهم ص 55 نيز آمده است .